قلمزنی نویسندگان متعهد و آگاه درباره مقام شامخ انسان و تقدس دانستن وابستههای آن مثل طبیعت و منابع و نعمتهای آن، تحلیلاهمّ مسائل سیاسی و اجتماعی جهان و بررسی مسائل کشور و منطقه و چگونگی ایجاد زمینههای تحول و دگرگونی به مثابه اصل اساسی در جهت منافع ملی، طریق مسلّم توفیق مطبوعات و رسانه است روزنامهنگار و ژورنالیست باید از طریق آن با شور و خلاقیت و آرمانگرایی، مسائل عمومی جامعه را با طراحی هوشمندانه و نظمی مستمر بیان کند و عادات معهود ناکارآمد و یا غیراخلاقی و مضّر را به شیوه و رفتاری مألوف و پسندیده و امنیتآور، متحول سازد.
در این راستا، خبر ناگوار درگذشت زنده یاد دکتر ابوالقاسم قاسمزاده، از روزنامهنگاران شریف و بزرگمنش و از استوانههای روزنامه وزین اطلاعات، بسیار متأثرکننده بود. او از پیشکسوتان رسانه ملی و مطبوعات و نویسنده و دوستی مشفق و صمیمی و فرهیخته و از شخصیتهای عالم و فاضل و خدوم مؤسسه فرهنگی و مطبوعاتی مؤسسه اطلاعات به شمار میرفت و از ارکان تحلیل سیاسی و بررسی مسائل مهم کشور و منطقه محسوب میشد. وی اندیشهای ثابت و آرمانگرا داشت و نزدیک دو دهه نویسندگی ستون محک را که از ابتکارات وی و ملهم از شعر حافظ بود تا پایان عمر ادامه داد. در نوشتههایش به حقوق بشر که متضمن حفظ کرامت انسانی باشد توجه میکرد و رعایت کرامت آدمیان را لازم میدانست و ترویج این موضوع را از وظایف حرفه روزنامهنگاری و مطبوعات برمیشمرد.
در آخرین دیداری که با آن مرحوم داشتم و کنار یکدیگر در مجلس سالگرد درگذشت مولانا سیدمحمود دعائی نشسته بودیم افسرده به نظر میرسید و آن شکفتگی و کمال صحت و سلامتی در وی نقصان یافته بود. جویای احوال و علت این برداشت تصویر از وی شدم. فرمود چیزی نیست بالاخره آدمی به تدریج، فرسوده میشود و عمرش هم معلوم نیست چه وقت و چگونه سر میرسد. به هر روی، ایشان را گفتم که آن همه لطف و صمیمیت و نشاط که در رفتار و منش شما دیده میشد امیدوارم که سالها، عمرتان دراز باد و مؤسسه اطلاعات و دوستان و همکارانتان از وجود پربرکتتان برخوردار باشند. حدود دو ماه پیش از این دیدار، وقتی گذرم به مؤسسه اطلاعات افتاد خدمت ایشان شرفیاب شدم و ساعتی در خدمتشان گفتوگویی کردیم. از لحن بیانات او حس کردم که دغدغهای دارد که در تغییرات سازمان و امور جاری آن، تعجیلی انجام نگیرد.
باری از رسوم و توجهات مرحوم دعائی بود که از استادان و پژوهشگرانی که به اقتضای موضوع فعالیت قلمیشان گهگاه به دیدار سردبیر و یا سایر بخشهای روزنامه نایل میشدند پذیرایی شوند و در این زمینه، خود پیشقدم میشدند و گاهی در یکی از سالنهای پذیرایی و اگر تعداد، معدود بود در دفتر زنده یاد قاسمزاده، به صرف ناهار پذیرایی میکردند و همزمان، گفتوگوهای علمی و خاطرات فرهنگی پیش میآوردند و این توفیق که چند نوبت با اطاعت از امر الزامی ایشان پیش آمد توفیق دیدار مکرر با جناب دکتر قاسمزاده هم میسّر میشد.
بر همکاران و بر خوانندگان ارجمند اطلاعات روشن است که آن فقید سعید، صاحبنظر بود و قلمی آراسته و مهذّب داشت و به گفته وزیر محترم وزارت فرهنگ و ارشاد «او از نسل روزنامهنگارانی بود که حرمت اندیشه و قلم را با صداقت اخلاق و خردورزی و دغدغهمندی میآمیخت».
زنده یاد قاسمزاده، سهمی ماندگار در شناخت لایههای تمدنی ایران و غنای فرهنگ زبان و ادبیات فارسی داشت و زمینههای مختلف را در دانش و دین و در اشتغالاتی همراه روزنامهنگاری تجربه کرده بود. او شخصیتی نجیب، فروتن، متین، باتجربه و آرام و بیآزار و بیسروصدا به نظر میرسید. شمرده سخن میگفت و با رفتار و منش طبیعی و احترامآمیز میزیست و به گفته حافظ، «عرض مال و دل و دین، در سر مغروری نکرد».
وی در مجاورت با دوستان و آشنایان، طریق اصول تناسب و احتیاط و ادب را منظور میداشت؛ رویّهای که از روزنامهنگاران و خبرنگاران میتوان توقّع داشت. در یکی از مجالستها که با او داشتم میفرمود آنچه شما در اطلاعات مینویسید میخوانم و در یکی از گفتوگوها که به مناسبت تجدید چاپ طعم سکوت (مدیریت بر زبان و جایگاه خاموشی در آثار سخنوران فارسی) انجام گرفته بود درس گفتاری از آلبرت انیشتن نقل میکرد که نیمی از زیبایی انسان، در زبان اوست و نیمی دیگر در عقلش اما چهره چیزی نیست جز جلدی که با گذر زمان تغییر میکند و ادامه داد که آدمیان به اندازه فهمشان با ما رفتار میکنند.
بر روانش درود و رحمت باد. باده مرگ را چه آسان خورد و جهان رنج و غم را ترک کرد و خوشهچین خرمن داور شد.